مقدمه:
قرارداد اجاره یکی از رایج ترین انواع قراردادهای معاوضه در زندگی روزمره و اقتصاد کشور ایران است. این قرارداد که بر پایه انتقال حق استفاده از منافع املاک در ازای دریافت مبلغ مشخص(اجاره بها) استوار است، همواره بر پایه اصل«حاکمیت اراده» و «ثبات قراردادها» بنا شده است. اما با ورود به دوران بحران های اقتصادی، جنگ، تورم افسار گسیخته و تغییرات ناگهانی قدرت خرید مبانی سنتی این قراردادها با چالش های جدی روبرو شده است. در ادامه این مقاله ذیل نگارنده بر آن است به این پرسش اساسی پاسخ دهد که در شرایطی که تعادل اقتصادی میان موجر و مستاجر بر هم می خورد، حقوق طرفین چگونه تعریف می شود و آیا امکان «تعلیق» و یا « تغییر» شرایط قرارداد وجود دارد؟
صرفِ دانستن قوانین برای موفقیت در بازار کار امروز کافی نیست. وکیل و مشاور حقوقیِ متمایز، کسی است که بتواند پیش از آغاز هرگونه دعوی، تمام روزنههای تفسیرپذیر را با کلمات درست ببندد. در دوره تخصصی و مهارتمحور «دوره تخصصی هنر قراردادنویسی حرفهای»، یاد میگیرید که چگونه دانش آکادمیک خود را به یک مهارت عملی، کاربردی و محافظتکننده تبدیل کنید و بندهای فورسماژور، شروط تعلیق و ضمانتاجراها را مانند یک حرفهای تنظیم کنید.
اثر بحران و جنگ بر قرارداد اجاره:
از منظر قانون مدنی حسب ماده 483 که اشعار می دارد: « اگر عین مستاجره قبل از قبض تلف شود، اجاره باطل است و اگر بعد از قبض تلف شود، در صورت عدم تفریط از ناحیه مستاجر، از مال موجر تلف شده و مستاجر نسبت به مال الاجاره مسئول نیست.» لذا در زمان جنگ، چنانچه ملک تجاری یا مسکونی بدلیل حملات نظامی تخریب گردد یا استفاده از آن ناممکن شود، با ستناد به ماده فوق مستاجر مسئولیتی در قبال اجاره بهای دوره ای که ملک قابل استفاده نخواهد بود، نخواهد داشت همچنین حسب ماده 496 قانون مدنی اگر به دلیل جنگ امکان بهره برداری از عین مستاجره وجود نداشته باشدامکان فسخ قرارداد از سوی مستاجر وجود دارد.
در قانون روابط موجر و مستأجر سال 1376 نیز ماده 6 اشاره دارد:در مواردی که عین مستاجره به واسطه حوادث قهریه (از قبیل زلزله، سیل، جنگ و…) از بین برود، قرارداد اجاره به خودی خود منفسخ میشود.”
در اینجا جنگ صراحتاً در زمره حوادث قهریه محسوب شده و انفساخ قرارداد را قانونی و قطعی میداند. بنابراین، در زمان وقوع جنگ در منطقهای خاص که باعث از بین رفتن یا غیرقابل استفاده شدن ملک شود، نیازی به حکم دادگاه نیست و قرارداد خودبهخود منحل میگردد.
تأثیر جنگ بر قراردادهای اجاره املاک تجاری قرارداد
اجاره تجاری معمولاً به قصد بهرهبرداری اقتصادی از ملک منعقد میشود. در صورتی که در اثر جنگ، منطقه خالی از سکنه شده و مشتریان از بین بروند، موضوع قرارداد از بین میرود یا به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد. در این موارد، بر اساس نظریه مشهور در فقه و دکترین حقوقی، مستأجر میتواند با استناد به از بین رفتن موضوع منفعت، قرارداد را فسخ نماید.مطابق نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضائیه به شماره 7/4603 مورخ 29/07/1387:
“در صورتی که به دلیل وقایع قهریه از جمله جنگ، استفاده از عین مستأجره ناممکن شود، مستأجر میتواند بدون نیاز به طرح دعوی، از ادامه قرارداد خودداری و تقاضای فسخ کند.”
تأثیر جنگ بر قراردادهای اجاره املاک مسکونی
خانه، مکان سکونت و پناه انسان است. اگر در اثر جنگ، منطقهای از نظر امنیتی خالی شود یا خدمات شهری (آب، برق، گاز) قطع گردد، این امر استفاده متعارف از ملک را ناممکن میسازد.به موجب اصول کلی قراردادها در قانون مدنی و ماده 479: “اگر در اثنای مدت اجاره در عین مستأجره تعمیراتی لازم آید که استفاده از آن را غیرممکن سازد، مستأجر میتواند اجاره را فسخ کند.”
با وحدت ملاک از این ماده، میتوان چنین نتیجه گرفت که اگر جنگ نیز استفاده متعارف را غیرممکن سازد، مستأجر حق فسخ خواهد داشت.
مسئله تعلیق اجاره بها در شرایط بحران:
یکی از مفاهیم بحث برانگیز در زمان بحران، «تعلیق اجاره بها» یا کاهش موقت آن است. از منظر حقوقی، مستاجر نمی تواند به طور یکجانبه پرداخت اجاره را متوقف یا کاهش دهد، مگر اینکه در قرارداد شرطی تحت عنوان «شرط تغییر شرایط» یا «Hardship clause» پیش بینی شده باشد. همچنین در حقوق مدنی اگر بدلیل حوادثی غیر مترقبه و غیرقابل پیش بینی، اجرای قرارداد برای طرفین بسیار دشوار یا سنگین شود، دادگاه می تواند با اعمال اصل عدالت، اجرای قرارداد را تغییر دهد یا آن را به نفع آسیب دیده تعدیل کند. البته در ایران اثبات اینکه تورم یا بحران یک « حادثه غیرمترقبه محسوب می شود، همواره یکی از چالش های قضایی بوده است. اگر بحران به گونه ای باشد که مستاجر عملا قادر به استفاده از ملک نباشد( فورس ماژور)، ممکن است بحث تعلیق مطرح شود.

ممنوعیت تخلیه در شرایط بحران:
یکی از اقدامتی که در سال های اخیر بعنوان یک رویکرد حمایتی ( و گاهی تلقی شده به تدبیر اضطراری ) در برخورد با بحران های انجام شده، سخت گیری در فرآیند تخلیه ملک است. قوه قضاییه با توجه به بحران های اقتصادی در پرونده هایی که مستاجر بدلیل شرایط اضطراری قادر به پرداخت نیست، فرصت های بیشتری برای حل و فصل یا مهلت های طولانی تر برای تخلیه در نظر می گیرد تا از بحران بی خانمان شدن جلوگیری کند.
کاهش اجاره بها بدلیل عدم امکان بهره برداری:
یکی از مباحث مهم در حقوق قراردادهای اجاره کاهش اجاره بها بدلیل کاهش بهره برداری است . به نظر می رسد در این موضوع باید بین اجاره مسکونی و تجاری تفکیک قایل شد ، در قراردادهای مسکونی اثبات موضوع عدم امکان بهره برداری بسیار سخت است چون عدم توانایی مستاجر، معمولا بعنوان « عدم امکان بهره برداری از ملک» تلقی نمی شود، بلکه بعنوان «ناتوانی در پرداخت» تلقی می شود اما در قراردادهای تجاری راه روشن تر است. اگر تغییر در قوانین یا بحران ها باعث شود نوع فعالیت مستاجر در آن مکان عملا غیر ممکن شود، مستاجر می تواند به استناد به نظریه« تغییر شرایط» درخواست کاهش اجاره بها یا به استناد ماده 479 قانون مدنی فسخ قرارداد را مطرح نماید.
استراتژی وکیل برای موجر و مستاجر در زمان بحران:
برخی از شروط مفید مانند شرط تعدیل اجاره در صورت کاهش منفعت ملک، شرط تعلیق قرارداد در صورت بروز جنگ یا حوادث طبیعی، شرط فسخ بدون جریمه در صورت از بین رفتن استفاده متعارف از ملک توصیه می شود در تنظیم قراردادها ملحوظ نظر قرار گیرد
-
برای موجران:
اخذ بیمه آتشسوزی و حوادث شامل جنگ بررسی دقیق بندهای قرارداد و درج شروط انعطافپذیر استفاده از قراردادهای مدتدار قابل فسخ
-
برای مستأجران:
مستندسازی شرایط جدید (عکس، گزارش کارشناسی، گواهی نیروی انتظامی) ارسال اظهارنامه رسمی برای اعلام عدم امکان استفاده مراجعه به دادگاه حقوقی در صورت عدم توافق با موجر
⚖️ گروه حقوقی و آموزشی فرنو؛ پیشگام در توسعه مهارتهای کاربردی و توانمندسازی حرفهای جامعه حقوقی کشور.
مقالات مرتبط
آیا میشود در قراردادهایی که در همین دورانجنگی و بعد از آن نگارش میشود در قرار داد بیان کرد که این قرار داد شامل موارد فورس ماژور نمیشود و مستاجر متعهد میشود در هر صورت حتی شرایط فورس ماژور مبلغ اجاره را به صورت ماهیانه به صورت کامل پرداخت نماید ؟